27 اذر
28 هفتگی هم داره یواش یواش تموم میشه.وقتی تازه فهمیده بودم که باردارم(وقتی 9 هفته باردار بودم.) فکر میکردم اوووووووووف چقدر طول میکشه !!! ولی این مدت مثل یه چشم به زدن گذشت و الان دارم هفت ماهگی رو تموم میکنم . امروز یاد روزایی افتادم که تو پیشمون نبودی ، به قول بابا ادم یادش میره که چه جوری گذشتن اون روزا. حقیقت زندگی که بعضی وقتا تلخ و بعضی وقتا شیرینه اینه که زمان رفته دیگه برنمیگرده.حتی نمیتونی یه دقیقه از اون وقتا رو برگردونی و دوباره تجربشون کنی.چه روزایی گذروندیم هممون تو زندگیمون.بعضی روزا که یادمون میان آه ازز نهادمون برمیخیزه و با یاد اوری بعضی روزا بی اختیار لبخند رو لبامون میشینه.حسرت میخوریم که چرا قدر خیلی از روزا رو ندون...





